شيخ ذبيح الله محلاتى

396

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

عروسى آمنه خاتون و هلاك دويست زن آنچه انعام كرده است بر ما و بخشيده است بما و گردانيده است ما را همسايگان خانهء خود و ساكنان حرم خود انداخته است محبت ما را در دلهاى بندگان خود ما را شرافت داده است بر جميع امتها و حفظ نموده است از جميع آفتها و بلاها و حمد مىكنم خداوندى را كه نكاح را بر ما حلال گردانيد و زنارا بر ما حرام فرمود است و بدانيد كه فرزند ما عبد اللّه دختر شما را كه آمنة نام دارد خواستگارى مىنمايد بفلان صداق آيا راضى شديد . وهب گفت راضى شديم و قبول كرديم عبد المطلب فرمود اى قوم گواه باشيد پس عبد المطلب چهار روز وليمه كرد و جميع اهل مكه و نواحى مكه را دعوت نمود و از حسرت اين مزاوجت دويست زن علاوه بر نساء ابكار كه در حسن و جمال از نوادر بنات روزگار بودند بمردند و از كسوهء عاريه دنيويه عارى شدند و روى بسراى فنا نهادند و بآرزوى وصال آن بىمثال از دل‌وجان گذشتند و آتش حسد زبانه زدن گرفت در كانون سينه ملوك و سلاطين و اشراف و صناديد قريش و سدنئه بيت و خدام حرم و رؤساى قبايل براى اينكه سالها به اين آرزو بسربردند كه با عبد المطلب وصلت بنمايند و دخترهاى خودشان را كه هريك مانند حور العين و از خيرات حسان بشمار مىآمدند بدون اخذ عوض و طلب مهر با مصارف لازمه تقديم حضور نمايند شايد آن نور ساطع لامع بارحام ايشان منتقل گردد و در دودمان ايشان اين فخر نمايان بماند پس از مزاوجت آمنه خاتون دخترهاى ايشان از حسرت و اندوه جان بدادند . آتش عشق توام خرمن پندار بسوخت * تن و جان‌ودل و دين جمله به‌يك‌بار بسوخت اين است مضمون خبرى كه سيد جزائري عليه‌الرحمه و ديگران از محدثين